على اصغر حلبى

194

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

8 . هشام بن حكم ( وفات ، 199 ه . ق . ) كلّيّات ، 56 - 57 از كتاب حاضر . در اينجا تنها اين مطلب را مىتوان افزود كه در كتب كلامى موجود چنين آمده است كه : هشام بن حكم ( فت ، 199 ه . ق . ) معتقد بوده است كه : خداوند حوادث را تنها در زمان وقوع آنها مىداند . امام فخر نيز در تفسير كبير ( 2 / ) در شرح آيهء 33 سورهء بقره ( 2 ) « أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ » مىگويد : مراد از اين غيب آن است كه خداى تعالى به احوال آدم پيش از آنكه او را بيافريند عالم بوده ، و اين دلالت مىكند بر اينكه خداى تعالى حوادث را پيش از حدوث مىداند و دليل بر بطلان قول هشام حكم است كه در اين باره كه مىگويد : خداوند چيزها در زمان حدوث آنها مىداند نه پيش از حدوث آنها . 9 . ثمامة بن اشرس نميرى ( وفات ، 213 ه . ق . ) ابو معن ثمامة بن اشرس نميرى بصرى معتزلى ، متكلم اسلامى و مؤسس مكتب ثماميه ، معاصر مأمون خليفه عباسى است . بنا به نوشته عبد القادر بغدادى او در زمان سه خليفه « مأمون ، معتصم و واثق » زعيم طايفه قدريه بود . بعضى گفته‌اند هم او بود كه مأمون را به اعتزال دعوت نمود و مأمون تحت تأثير مناظرات او به شيوهء معتزله به اين مكتب گرايش يافت . بعضى نيز او را سبك دين و صاحب نفسى سركش و عاصى مىدانستند . ثمامه شاگرد بشر بن معتمر و مثل او به الحاد متهم بود . وى در نكته‌سنجى و نادره گويى و فن مجادله و مناظره در عصر خود شهرت تمام داشت و به سبب سخنانى كه بر خلاف عقايد مقبول عامه مىگفت و مخصوصا به جهت اين كه در رعايت آداب و ظواهر چندان مقيّد نبود ، نزد مردم حسن شهرت نداشت . درباره عقايد و تعاليم منسوب به او آن چه در بعضى كتب مانند كتاب ملل و نحل شهرستانى و كتاب الفرق بين الفرق بغدادى و تبصرة العوام آمده از مآخذى گرفته شده است كه مخالفان وى نوشته‌اند . به همين جهت اين نوشته‌ها از طعن و ملامت در حق وى خالى نيست . و از آثار خود او چيزى باقى نمانده و در دسترس نيست .